"دلی دارم که در سودای گیسوی تو میسوزد به هر مویش گره خورده، غمی از روزگارانم
نه از وصلت خبر دارم، نه از هجران خبر دارم فقط دانم که در راهم، به سوی بیکرانانم
به امید دمی با تو، چنین آشفتهحالم من اگر در خواب بینم چهرهات، شاد از جهانانم
چه گویم راز دل با کس؟ که کس را نیست در دل تاب که شرح غصه هجران به آن لبهای جانانم
مرا گویی صبور باش و دل خوش دار، اما چه سود؟ که در هر شام تاریک، آرزومندِ شبانانم"️
نه از وصلت خبر دارم، نه از هجران خبر دارم فقط دانم که در راهم، به سوی بیکرانانم
به امید دمی با تو، چنین آشفتهحالم من اگر در خواب بینم چهرهات، شاد از جهانانم
چه گویم راز دل با کس؟ که کس را نیست در دل تاب که شرح غصه هجران به آن لبهای جانانم
مرا گویی صبور باش و دل خوش دار، اما چه سود؟ که در هر شام تاریک، آرزومندِ شبانانم"️
1.0
عاشقانه غمگین شعر عاشقانه دلتنگی بیقراری عشقی غم فراق و هجران سودای گیسو تحقیقات عصبشناسی نشان میدهد که مغز در هنگام عشق ...