خطر سکوت در دنیای نقابها؛ چرا گاهی سکوت از اسلحه بدتر است؟:
در تاریخ، دستگاههای قدرت همیشه از سکوتِ گروهی بیشتر از شورش وحشت داشتند؛ چون شورش قابل پیشبینی است، اما سکوت یعنی شبکهای از نارضایتیِ ناپیدا. نظریهٔ «مارپیچ سکوت» میگوید وقتی افراد فکر کنند نظرشان در اقلیت است، حرف نمیزنند؛ نتیجه این میشود که اکثریتِ خیالی جامعه را میبلعد. پس سکوت فقط نبودِ صدا نیست، یک دادهٔ سیاسی و روانی است.
راهکار:
شاید سکوت گاهی نه از ناتوانی، که از شدت هوشیاری است؛ همانجا که کلمات میتوانند آتش بیاورند، سکوت نقش تعیینکننده میگیرد. این متن میتواند دعوتی باشد به بازتعریف «سکوت» بهمثابه یک کنش، نه یک واکنش.