سکوت بعد از تحمل زیاد؛ نشانهی خستگی روحی:
در روانشناسی به این حالت «درماندگی آموختهشده» میگویند: وقتی موجود زنده بارها تلاش میکند و نتیجه نمیگیرد، نه فقط تلاش، بلکه حتی ابراز درد را هم متوقف میکند. آزمایش سگِ سلیگمن نشان داد که بعد از شوکهای غیرقابل کنترل، سگ در قفسِ باز هم دراز میکشد و ناله نمیکند؛ نه چون بیاحساس شده، بلکه چون مغزش «تلاش» را بیمعنا یاد گرفته است. سکوتِ انسانِ بیشتحملکرده هم دقیقاً همین است: نه آرامش، که تسلیمِ آموختهشده. آیا این سکوت را هنوز میتوان «انتخاب» نامید؟
راهکار:
میتوانی این را به یک نامهی کوتاه تبدیل کنی: سکوت آدمها همیشه بیحسی نیست، گاهی آخرین فریادی است که کسی نمیشنود.