اگر پایان را میدانستم: درد و افسوس از یک عشق تمامشده:
در روانشناسی پدیدهای داریم به اسم «سوگیری پَسنگر»: مغز بعد از وقوع یک اتفاق، آن را قابلپیشبینیتر از واقعیت به یاد میآورد. این حس که «میدانستم» تقریباً همیشه یک خطای ذهنی است. جالبتر اینکه اقتصاددانان رفتاری مفهوم «ترجیح زمانی» را مطرح میکنند: انسانها حتی با پیشبینی دقیق پایان، اغلب لذت لحظهایِ شروع را انتخاب میکنند. مغز ما برای بقا در لحظه طراحی شده، نه برای سوگواری از پیش.
راهکار:
شاید اگر پایان را میدانستی، تجربهای که امروز از آن حرف میزنی هرگز شکل نمیگرفت. هر آغازی، بهایی برای شناخت عمیقتر خودت بوده است. امروز تنها چیزی که واقعاً از دست دادهای، معصومیتِ ندانستن است، نه خود رابطه. این دید تازه کمک میکند قدر «اکنون» را بیشتر بدانی.