شوق بیپایان عاشقانه؛ دلتنگی برای تو:
در روانشناسی، عشق آغازین مدار پاداش مغز را شبیه کوکائین فعال میکند؛ دوپامین در نبودِ معشوق هم ترشح میشود و «دلتنگی» را به لذتی دردناک تبدیل میکند. پژوهش فیشر نشان میدهد عشق رمانتیک بیشتر یک انگیزه و اعتیاد است تا هیجان. مغز بین «خواستن» و «داشتن» تمایز میگذارد؛ پس شوقِ تمامنشدنی نه نشانه کمبود عشق، بلکه نشانه فعال بودن سیستم انگیزشی است.
راهکار:
این شوقِ تمامنشدنی را میتوان آینهای دانست که تصویر ذهنی معشوق را زندهتر از خودِ او نشان میدهد؛ برای همین هر چه فاصله بیشتر شود، شعلهاش بلندتر میشود. از این منظر، دلتنگی نوعی خلق هنری است: تو نبودن را به حضوری خیالی بدل کردهای.