شهری که تلفنهایش میشنوند اما نمیفهمند:
پدیدهای در علوم اعصاب شنوایی هست به اسم «مهمانی کوکتل»: مغز انسان میتواند از میان چندین گفتوگوی همزمان، یک صدا را جدا کند و بفهمد. اما الگوریتمهای تشخیص گفتار حتی با میکروفونهای حرفهای، هنوز در این کار افتضاح عمل میکنند — چون فقط امواج صوتی را رمزگشایی میکنند، نه قصد گوینده را. تلفنهای شهر ما دقیقاً مثل همان الگوریتمها «میشنوند» ولی گویی گوش دارند و مغز ندارند. حالا سوال اینجاست: اگر گوش شهر کار کند اما مغز شهر نه، آیا ما ساکنان یک غول بیمغز تکنولوژیک هستیم؟
راهکار:
شهری که تلفنهایش فقط میشنوند اما نمیفهمند، انگار دارد راز تنهایی مدرن را فاش میکند: همه صداها را ضبط میکنیم، ولی هیچ حرفی واقعاً دریافت نمیشود. شاید این استعاره از خود ماست که در ازدحام شهری، گوش میدهیم بدون آنکه درکی در کار باشد — یک جور کرختی عاطفی جمعی. دفعهٔ بعد که با کسی حرف میزنی، قطع کن ارسال پیام صوتی را و مستقیم توی چشمهایش نگاه کن.