درک نشدن و فاصله عاطفی؛ نه من آنم که تو دانی:
پارادوکس دانستن: ما از خودمان بیشتر از دیگران میدانیم، ولی در قضاوت دربارهٔ دیگران ذهنمان پر از حفرههای ناشناخته است. روانشناسی «توهم شفافیت» میگوید فکر میکنیم احساساتمان برای طرف مقابل خواناست؛ در حالی که او فقط بخشی از تصویر را میبیند. این خطا رابطهها را به دو غریبهٔ آشنا تبدیل میکند. چند درصد از «تو»ی واقعیات را تا حالا کسی دیده؟
راهکار:
این جمله از قطع رابطه نمیگوید؛ از توقف ترجمه میگوید. هر رابطه مثل دو زبان است؛ وقتی ترجمه بخوابد، آدمها فکر میکنند همدیگر را میشناسند، در حالی که فقط نسخهای قدیمی از هم را حفظ کردهاند. قدم بعدی میتواند نوشتن یک خاطره مشترک از زاویه دید طرف مقابل باشد؛ نه برای اثبات حق، برای دیدن ترجمهٔ ناشنیده.