وقتی حقیقت، رویاهای دوختهشده را پاره میکند:
در روانشناسی سوگ، از دست دادن یک رؤیای ممکن همان مسیر عصبی فقدان واقعی را فعال میکند؛ مغز آیندهای را که برایش نقشه کشیده بودی مثل یک رابطه از دسترفته پردازش میکند. حقیقت وقتی رؤیا را پاره میکند، فقط استعاره نیست؛ یک سوگ پنهان است. کدام رؤیا هنوز جای دوختن دارد؟
راهکار:
رؤیا پارچهی یکبار مصرف نیست؛ هر پارگی، الگوی تازهای از حقیقت را نشان میدهد. دفعه بعد میتوان همان تکههای پاره را با نخ واقعبینانهتری به هم دوخت: نه رؤیای کامل، نه تسلیم؛ نسخهای که هم اندازهی آرزو باشد هم اندازهی زمین.