در نگاهِ خلق ، از دیوانگان کم نیستم
فکرِ زخمی دیگرم ، دنبال مرهم نیستم
ظاهرم چون بید مجنون است و باطن مثل سرو
از تواضع سر به زیر انداختم ؛ خم نیستم
لطف خورشید است اگر از ماه نوری میرسد
آنچه فهمیدی غلط بود آنچه هستم ، نیستم
شیشهای نازکدلم ؛ اما بدان ای سنگدل !
خرد شد هرکس که میپنداشت محکم نیستم
جام زهرت را بیاور! من برای زندگی
بیش از این چیزی که میبینی مصمم نیستم️
در نگاهِ خلق ، از دیوانگان کم نیستم
فکرِ زخمی دیگرم ، دنبال مرهم نیستم
ظاهرم چون بید مجنون است و باطن مثل سرو
از تواضع سر به زیر انداختم ؛ خم نیستم
لطف خورشید است اگر از ماه نوری میرسد
آنچه فهمیدی غلط بود آنچه هستم ، نیستم
شیشهای نازکدلم ؛ اما بدان ای سنگدل !
خرد شد هرکس که میپنداشت محکم نیستم
جام زهرت را بیاور! من برای زندگی
بیش از این چیزی که میبینی مصمم نیستم️
3.0
شعر فلسفی ظاهر و باطن متفاوت دل نازک و سنگدل شکستن و محکم بودن تفسیر اشتباه دیگران در روانشناسی به «پارادوکس شکنندگی-استقامت» میگوی...