غریبه آشنا: دعوت به شهر قصهها:
در روانشناسی، پدیدهٔ «غریبه آشنا» ریشه در «اثر مواجههٔ محض» دارد: هرچه بیشتر با چیزی روبهرو شویم، بدون دلیل منطقی به آن علاقهمند میشویم. اما نقطهٔ مقابلش هم جذاب است: ناشناختهها به خاطر ابهامشان ما را جذب میکنند. این تناقض را «نظریهٔ عدم قطعیت» توضیح میدهد. آیا تا به حال شده که یک غریبه برایتان از آشناها عزیزتر باشد؟
راهکار:
این متن دعوتی است به دنیای خیال. اگر میخواهی این حس را عمیقتر کنی، میتوانی یک داستان کوتاه یا شعر دربارهٔ همان 'شهر قصهها' بنویسی و تجربهٔ مشترک را با مخاطبت به اشتراک بگذاری.