غریبهای که شبیه خاطرات قدیمیام بود:
مغز چهره را در هیپوکمپ ذخیره میکند و هر بار که خاطره را به یاد میآوری، آن را بازنویسی میکند؛ پس این غریبه دقیقاً نسخهای از خاطرهٔ ویرایششدهٔ توست، نه خودِ گذشته. احساس «آشنایی» پیش از تشخیص هویت فعال میشود و همین باعث میشود یک غریبه ناگهان تمام خاطرات را زنده کند. کدام بخش از خاطرهات را او به چهره آورد؟
راهکار:
شاید آن غریبه خودِ تو بود که بعد از سالها به خاطراتت نگاه میکرد؛ گاهی آدمها آینهٔ ما هستند، نه تکرار گذشته.