خاص نیستم، فقط خودم هستم:
روانشناسی میگوید این احساس، «نیاز به تمایز» است؛ میل ذاتی برای دیده شدن همزمان با تعلق به گروه. جالب اینجاست که مغز ما دیگران را کلیتر و شبیهتر به هم میبیند، اما خودمان را منحصربهفرد و پیچیده. آیا این تنهایی است یا سوپرپاور؟
راهکار:
این جمله را میتوان از زاویهای دیگر دید: شاید «خاص بودن» نه در «نبودن شبیه بقیه»، که در «بودن شبیه خودت» است. تمرکز روی کشف و بیان همان چیزهایی که تو را «خودت» میکند، میتواند از تناقض درونی جمله بکاهد.