شب ساکت و حس بیکسی؛ شاید در دنیای کسی نیستم:
پارادوکس سکوت: در سکوت مطلق، مغز شبکه پیشفرض (DMN) را فعال میکند و خوداندیشی را تشدید میکند. آزمایشهای محرومیت حسی نشان دادهاند افراد پس از ساعتها سکوت، دچار توهم شنیداری میشوند؛ ذهن برای پر کردن خلأ، صدا میسازد. پس «هیچکس در دنیا نیست» میتواند روایت ذهن از خلأ محرک باشد، نه نبود واقعی دیگران.
راهکار:
سکوت شب نه نبودن تو را ثابت میکند، نه بینهایت بودن تنهایی را؛ فقط نسبت تو با صداها را عوض میکند. «نبودن در دنیای کسی» میتواند یعنی هنوز در دنیای خودت هم جای مشخصی نداری؛ همانجاست که شاعرانهترین پروژه زندگی شروع میشود: ساختن دنیایی که اول خودت در آن حاضر باشی.