دیر گاهیست که تنها شده ام، قصه غربت صحرا شده ام
وسعت درد فقط سهم من است، باز هم قسمت غم ها شده ام
دگر آئینه ز من با خبر است، که اسیر شب یلدا شده ام
من که بی تاب شقایق بودم، همدم سردی یخ ها شده ام
کاش چشمان مرا خاک کنید، تا نبینم که چه تنها شده ام🥀🥀️
وسعت درد فقط سهم من است، باز هم قسمت غم ها شده ام
دگر آئینه ز من با خبر است، که اسیر شب یلدا شده ام
من که بی تاب شقایق بودم، همدم سردی یخ ها شده ام
کاش چشمان مرا خاک کنید، تا نبینم که چه تنها شده ام🥀🥀️
4.5
غمگین تنهایی احساس تنهایی عمیق غربت درونی شعر تنهایی شب یلدا و عزلت جالب است بدانید مغز انسان تنهایی را دقیقاً در همان...