چشمکی برای شبهای بیستارهات؛ شعر عاشقانه نور و تاریکی:
در فیزیک هستهای، هر فوتون نور ستاره ممکن است تا صدها هزار سال درون لایههای چگال ستاره سرگردان بماند تا بالاخره آزاد شود و به چشم ما برسد. یعنی همان نوری که امشب میبینی، شاید پیش از تولد تو آغاز به سوختن کرده است. سوختن برای نور دادن، استعارهای دقیق از همجوشی هیدروژن است؛ جایی که ستاره با قربانیکردن جرم خود، روشنایی میسازد. اگر ستارهای خودش را بسوزاند تا تو دیده شوی، آیا تو هم در جایی دیگر ستارهای؟
راهکار:
این متن را میتوان از زاویهی «نورِ درخواستیِ شب» خواند: شبِ بیستاره برای دیدهشدن به تو محتاج است، نه تو به آن. این جابهجایی قدرت، حسِ ایثار را به حسِ برگزیدگی تبدیل میکند.