نفرین عاشقانه مولانا؛ غم عشقش دِه و بسیارش دِه:
در منطقالطیر عطار، عشق همان «دردِ طلب» است که مرغان را به پرواز درمیآورد؛ اما مولانا اینجا فراتر میرود: او نفرین را به شکل دعای معکوس میسازد تا محبوب، با رنج تنهاییِ عاشق آشنا شود. در روانشناسی مدرن به این «همدلیِ ادراکی» میگویند؛ یعنی تنها از طریق تجربهی دردِ مشترک است که دیگری میتواند ساحتِ پنهان ما را بفهمد. در تصوف، شبِ فراق جایی است که گنجِ وصال در آن دفن شده؛ پس «بسیارش دِه» درخواستِ افزایشِ آگاهی است، نه نفرینِ ویرانگر. خودتان را جای آن «او» بگذارید: اگر عشقِ شما با غمِ دیگری معنا شود، آیا حاضرید آن را بپذیرید؟
راهکار:
این بیت را نه به چشم نفرین، بلکه به چشم آرزوی آگاهیِ عاشقانه بخوان: «بسیارش دِه» یعنی بگذار آنقدر عشق بچشد تا شبِ مرا بفهمد.