سهم ما از دنیا باده و تنهاییست
کز که فکر همدم باشیم شهر برای خود مادریست
گویم با خودم خداوندا من چه کردم
خداوندا چیست این در این دل پر دردم
هر بار که بر خود نگاه میکنم یا اینکه بچه ام ولی مثل پسر ها هست سردم.
نمیدانم که سهم من از این غم بی انتها چیست اما خب دگر
غمی نهان در دلم نیست بیچاره
همان است که گوید عشق
همان حس خشک و پر بهانه نیست
لعنت به هر کس که عشق را بر روی برگه نوشت
لعنت به همان کس که اخ️
3.5
شعر تنهایی نفرین به عشق غم بیانتها دل پر درد شعر تنهایی و خدا بر اساس تحقیقات عصبشناختی، طرد اجتماعی و شکست عاط...