دلگیری از آدمها؛ شعر سهراب سپهری و عشق به گلها:
تحقیقات «بیوفیلیا» میگوید مغز انسان طی تکامل برای خواندن نشانههای طبیعت سیمکشی شده؛ در یک مطالعه، بیمارانی که پنجرهشان به درختان باز بود نسبت به بیمارانی که به دیوار آجری نگاه میکردند، درد کمتری تحمل کردند و زودتر مرخص شدند. حتی تماشای گل، فعالیت آمیگدال (مرکز اضطراب) را کم میکند. پس «دلگیری از آدمها» ممکن است فقط یک احساس نباشد، بلکه تنظیم زیستیِ مغز برای جستوجوی محیطی امنتر باشد. آیا میشود در دنیای شلوغ امروز، کمی از این «باغبانی» را به روابط انسانی هم برد؟
راهکار:
این دلگیریِ باغبان، شاید از جنس «گیاهی» باشد: هیچ گلی ادعای مهربانی ندارد اما مهربان است. بازتعریفِ «آدم خوب» از منظرِ رشد، نه از منظرِ بیخطایی، میتواند نگاه به اطراف را تغییر دهد.