در انتظار شبی که فردایی ندارد | شعر شبانه:
پارادوکس شب بیفردا: در قطب جنوب، شب قطبی میتواند ماهها طول بکشد، اما ساعت درونی انسان آزادانه حدود ۲۴ ساعت و ۱۱ دقیقه کار میکند؛ پس ذهن حتی زیر آسمان بیپایان هم فردا را میسازد. افسانههای اسکاندیناوی میگفتند خورشید دختر است که توسط گرگ تعقیب میشود و هر صبح از نو متولد میشود. آیا انتظار شبی بیفردا، انتظار مرگ زمان است یا تولد دوباره؟
راهکار:
شبی که فردا ندارد در حافظه ماندگارتر است؛ چون فردا از لحظهای شروع میشود که تصمیم میگیری از آن شب بگذری. تاریکی پایان نیست، بستری است که ستارهها را برجسته میکند.