جستجو کنید..موضوع
نوع فیلترفیلتر
بهترزبان
بهترترتیب

شعر نو فروغ

1 پست
متن های شعر نو فروغ / بهترین متن شعر نو فروغ [پیشنهادی]
همه فیلتر
همه زبان
بهترین ترتیب
دل می‌رود ز دستم، اما نمی‌دانم
که این دل، به سویِ کدامین سکوت می‌رود؟
ای دل، اگر از این حبسِ خاکی نرهی،
هرگز به آن کوچه‌ی باران‌زده‌ی آشنا
نخواهی رسید، و من،
در انتظارِ طلوعی که هرگز نمی‌آید،
دست‌هایم را به دیوارِ شب می‌سایم

- حافظ ، مولانا ، فروغ |️
4.6
شعر فلسفی شعر عاشقانه حافظ دلتنگی عمیق انتظار و نرسیدن شعر نو فروغ
در علوم اعصاب، انتظار برای پاداشی که هرگز نمی‌آید،...

از حبس خاکی تا کوچه باران‌زده؛ دلتنگی به سبک حافظ و فروغ:

در علوم اعصاب، انتظار برای پاداشی که هرگز نمی‌آید، دقیقاً همان شبکه‌ای از مغز را فعال می‌کند که در اعتیاد نقش دارد. ترشح دوپامین نه برای رسیدن، که برای «احتمالِ» رسیدن است. «کوچه‌ی باران‌زده» برای ذهن تو تبدیل به قمارخانه‌ای کوچک شده. جالب اینجاست که حافظ و فروغ هر دو می‌دانستند راه فرار از این چرخه، نه انکار، که غرق شدن کامل در انتظار است—همان دیواری که دست‌هایت را به آن می‌سایی، خودش دروازه است.

راهکار:

از زاویه‌ای دیگر: «کوچه‌ی باران‌زده‌ی آشنا» در شعر تو، استعاره‌ای از لحظه‌ای است که منتظرش هستی اما خودت هم نمی‌دانی چیست. روان‌شناسان به این «تعلیق مزمن» می‌گویند؛ ذهن برای فرار از زندانِ اکنون، مقصدی مبهم می‌سازد. شاید رسیدن، در گرو نام‌گذاری همان کوچه باشد.

مشابه ها