درخیال خود دویدم تابخندم
بدنـیا پا نهـادم تا بگـریـم
کجای جـاده بود ان حالِـ پنهـان؟
کجای زندگی بود انسکوت گریان؟
خنـدیدم به عمر که گه گـاه مرا بنـده کرد
بنده شدم در این بندکه ناگاه مرا مرده کرد
ای هوای نفس گمان کردی که برده ای
ناگـاه میـبینی در قبری زیبا خـفته ای
مهربان دیر شد فهمیدی خنده زیبا نیست
چون گریان هم ز خنده دل شکیبا نیست♡️
بدنـیا پا نهـادم تا بگـریـم
کجای جـاده بود ان حالِـ پنهـان؟
کجای زندگی بود انسکوت گریان؟
خنـدیدم به عمر که گه گـاه مرا بنـده کرد
بنده شدم در این بندکه ناگاه مرا مرده کرد
ای هوای نفس گمان کردی که برده ای
ناگـاه میـبینی در قبری زیبا خـفته ای
مهربان دیر شد فهمیدی خنده زیبا نیست
چون گریان هم ز خنده دل شکیبا نیست♡️
4.5
غمگین فلسفی شعر در مورد تنهایی غم پنهان در خنده احساس بیهودگی در زندگی شعر نو فلسفی در روانشناسی، «خندهی گریان» نمونهای از «عاطفهی ...