گلایهٔ تلخ جوانی از زندگی: شعری غمگین و کوتاه:
در روانشناسیِ حافظه پدیدهای داریم به اسم «بازآمدی خاطرات»: متراکمترین و عاطفیترین خاطرات زندگی دقیقاً بین ۱۵ تا ۲۵ سالگی شکل میگیرند. برای همین است که حسرتِ جوانی تا آخر عمر مثل زخمی باز میماند؛ مغزت مدام گذشتهای را مرور میکند که با معیارهای امروزت هرگز کافی نبوده. چرا هیچکس از جوانیاش در لحظه راضی نیست؟
راهکار:
این کشمکش میان شورِ جوانی و واقعیتِ زیستشده، ریشه در شکاف میان «خودِ آرمانی» و «خودِ واقعی» در روانشناسی دارد. خودِ آرمانی فریاد میزند، خودِ واقعی شرمنده است. رهایی از این چرخه با پذیرشِ همین نسخهی ناقص ممکن میشود.