شعر بیتو مهتاب شبی؛ بازگشت به کوچهٔ خاطرات:
مغز انسان خاطرات را با مکان گره میزند؛ نورونهای مکانی هیپوکامپ با ورود دوباره به همان کوچه، نه فقط تصویر معشوق، بلکه دقیقاً همان واکنشهای شیمیایی عشق قدیمی را بازفعال میکنند. انگار زمان خطی نیست و عشق در مکان ذخیره شده است. همین سازوکار توضیح میدهد چرا 'شدم آن عاشق دیوانه که بودم' فقط یک شعر نیست، یک حقیقت نوروساینسی است.
راهکار:
طبق پژوهشی از دانشگاه ساوتهمپتون، بازگشت به مکانهای خاطرات عاشقانه، مدارهای عصبی مرتبط با پاداش و دوپامین را مجدداً فعال میکند. شما فقط از یک کوچه عبور نکردید، یک 'تکرار عصبی عشق' را تجربه کردید که باعث شد همان دیوانگی قبلی بازگردد. شاید عشق هرگز تمام نمیشود، فقط در جغرافیای خاصی ذخیره میشود.