شعر کوتاه: وای از این عمر که با میگذرد:
الکل با سرکوب قشر پیشپیشانی و تحریک دوپامین، ساعت درونی مغز را مختل میکند: هسته سوپراکیاسماتیک دیگر تکانههای منظم زمانی را دریافت نمیکند و درک لحظات دچار خطای فشردگی میشود. برای همین است که ساعات مستی در لحظه طولانی، اما در خاطره کوتاهتر از یک چشم برهمزدن به نظر میرسند. آیا شیون بر گذر عمر با می، زاییدهٔ همین خطای ادراکی نیست؟
راهکار:
تضاد جالبی است: مصرع اول از فلسفهای بیتفاوت میگوید که هر مصیبتی را موقتی میداند، اما مصرع دوم از سرعت وحشتناک گذر عمر در آغوش 'می' ناله میکند. انگار می نه راه گریز، که خود تازیانهای بر گذر زمان است؛ لذتی که زمان را با خود میبلعد.