احساس غربت در شهر: من غریبم، کجایی ای آشنا؟:
در روانشناسی شهری، پدیدهای به نام «تناقض تنهایی شهری» وجود دارد: هرچه تراکم جمعیت بیشتر میشود، مغز برای جلوگیری از اضافهبار حسی، پردازش چهرههای ناآشنا را کاهش میدهد و در نتیجه حتی در میان هزاران نفر، عمیقتر احساس غربت میکنیم. این سازوکار تکاملی، ما را در جستجوی یک «آشنا» نگه میدارد تا از انقراض اجتماعی نجات یابیم.
راهکار:
غربت همیشه نبودنِ دیگری نیست؛ گاهی شلوغی شهر، آشناییمان با خودمان را کمرنگ میکند و ما به دنبال آن «آشنا» در بیرون میگردیم.