گیرم که به هرحال مرا بردهای از یاد
گیرم که زمان خاطرهها را به فنا داد
گیرم نه تو گفتی، نه شنیدی، نه تو بودی
آن عاشقِ دیوانه که صد نامه فرستاد
با آنهمه دلبستگی و عشق چه کردی؟
یکبار دلات یادِ منِ خسته نیفتاد؟
یعنی به همین راحتی از عشق گذشتی؟
یک ذره دلات تنگ نشد؟ خانه ات آباد!
این بود جوابِ منِ دلخستهی عاشق؟
شیرینِ رقیبان شدهای از لجِ فرهاد !
باشد، گلهای نیست! خدا پُشت و پناهات
احوال خودت خوب دمت گرم دل️
گیرم که زمان خاطرهها را به فنا داد
گیرم نه تو گفتی، نه شنیدی، نه تو بودی
آن عاشقِ دیوانه که صد نامه فرستاد
با آنهمه دلبستگی و عشق چه کردی؟
یکبار دلات یادِ منِ خسته نیفتاد؟
یعنی به همین راحتی از عشق گذشتی؟
یک ذره دلات تنگ نشد؟ خانه ات آباد!
این بود جوابِ منِ دلخستهی عاشق؟
شیرینِ رقیبان شدهای از لجِ فرهاد !
باشد، گلهای نیست! خدا پُشت و پناهات
احوال خودت خوب دمت گرم دل️
4.0
غمگین جدایی فراموشی عشق قدیمی غزل تلخ جدایی گله از معشوق بیوفا شعر فراموش شدن مغز ما خاطرات را نه مثل دفتر خاطرات که مثل درختان ...