جستجو کنید..موضوع
نوع فیلترفیلتر
بهترزبان
بهترترتیب

شعر فلسفی درباره مرگ

1 پست
متن های شعر فلسفی درباره مرگ / بهترین متن شعر فلسفی درباره مرگ [پیشنهادی]
همه فیلتر
همه زبان
بهترین ترتیب
من که باشم یا نباشم

کار دنیا لنگ نیست من بمیرم یا نمیرم

هیچ کسی دلتنگ نیست

روزگار مثل گل ما هم نگار داشتیم

اینچنین خار نبودیم ما هم اعتباری داشتیم

ای که در فصل تابستان اینگونه میبینی ما را

این تابستان را نبین

ما هم زمستانی داشتیم️
4.5
شعر فلسفی احساس بی‌اهمیت بودن گذر عمر و بی‌اعتباری نوستالژی روزگار قدیم شعر فلسفی درباره مرگ
مغز در این جنس تجربه‌ها دچار «سوگیری نگاه به گذشته...

ما هم زمستانی داشتیم؛ شعری درباره گذر عمر و بی‌اعتباری:

مغز در این جنس تجربه‌ها دچار «سوگیری نگاه به گذشته» می‌شود؛ یعنی سختی‌های گذشته را حذف و فقط شکوه و اعتبارش را نگه می‌دارد. جمله‌ی «ما هم زمستانی داشتیم» در واقع بازسازی روایتی حافظه است، نه گزارش خالص واقعیت. در روان‌شناسی اجتماعی به این پدیده «نوستالژی روزاس» هم گفته می‌شود؛ همان مکانیزمی که باعث می‌شود انسان‌ها همیشه فکر کنند دوره‌ی قبلی بهتر و پرشکوه‌تر بوده، حتی اگر آن زمان هم پر از بی‌اعتباری و ترس بوده باشد.

راهکار:

این شعر دو فصلِ نگاه را کنار هم گذاشته است: «تابستان» قضاوت امروزِ دیگران است و «زمستان» اعتبارِ گذشته‌ی تو. بی‌اعتباریِ اکنون، انکارِ ریشه‌ی تو نیست؛ فقط تغییر زاویه‌ی تماشاست. همان‌طور که درخت در زمستان بی‌برگ است ولی ریشه دارد، تو هم در سکوتِ این روزها در حال جمع‌کردنِ دوباره‌ی خودت هستی.

مشابه ها