نعش خود به شانه گرفتم؛ شعر تنهایی و بیکسی:
عصبشناسی درد اجتماعی نشان میدهد طردشدگی همان نواحی مغزی فعال در سوختگی فیزیکی را روشن میکند؛ به همین دلیل «جنازه خود را به دوش کشیدن» فقط استعاره نیست، بلکه بازتاب ثبت درد انزوا در قشر کمربندی قدامی است. روانپزشکی به این وضعیت «سوگ بیعزادار» میگوید: فرد هم متوفاست هم تشییعکننده. این دوگانگی، نوعی گسست خفیف از بدن و مشاهدهگری سوگ از بیرون ایجاد میکند. آیا سوگ بیعزادار را جامعهپذیری مردانه تشدید میکند؟
راهکار:
این تصویر را میتوان به لحظهای تفسیر کرد که فرد سوگوار ناچار میشود همزمان نقش بازمانده و نقش ازدسترفته را ایفا کند؛ از همین زاویه، بیت بهجای ناامیدی، ثبت نوعی خوداتکایی هولناک است.