آمدی و شهر، یکپارچه دعا شد
چشم ها، آیینه ی ذکر و صلا شد
بر سر دستان ما، قرآن و پرچم
هر نفس، سوگند با خون خدا شد
مردم از هر سو، پر از آه و تمنا
طفل و پیر و زن، همه اهل وفا شد
سفره های اشک، گسترده به کوچه
غربت این کاروان، قصه ی ما شد
ای شهید راه حق، ای بینظیر!
نام تو بر دفتر تاریخ، جاوید
دیدمت در موج جمعیت، ولیکن
از نظرها گشتی و در دل، پدید
شاعر عطیه چک نژادیان ️
چشم ها، آیینه ی ذکر و صلا شد
بر سر دستان ما، قرآن و پرچم
هر نفس، سوگند با خون خدا شد
مردم از هر سو، پر از آه و تمنا
طفل و پیر و زن، همه اهل وفا شد
سفره های اشک، گسترده به کوچه
غربت این کاروان، قصه ی ما شد
ای شهید راه حق، ای بینظیر!
نام تو بر دفتر تاریخ، جاوید
دیدمت در موج جمعیت، ولیکن
از نظرها گشتی و در دل، پدید
شاعر عطیه چک نژادیان ️
4.2
مذهبی شعر شعر در مورد شهید شعر مذهبی شهادت شعر شهید راه حق تشییع پیکر شهید در آیینهای سوگ جمعی، گریهی هماهنگ و حرکت دستهجم...