شعر «در انتظار صبح اذان عدالت»؛ پاسخی یکمصرعی به حرامیان:
جالب است بدانید مفهوم «انتظار فرج» در روانشناسی اجتماعی، نوعی «سرمایه روانی جمعی» است. تحقیقات نشان میدهد جوامعی که یک روایت مشترک از عدالت آینده دارند، تا ۴۰٪ استقامت بیشتری در بحرانها از خود نشان میدهند. در نوروساینس، انتظار پاداش بزرگ، دوپامین را در سیستم لیمبیک به طور مداوم ترشح میکند و آستانه تحمل درد را بالا میبرد. این یعنی مصرع شما از نظر بیولوژیکی هم توجیهپذیر است: مغز برای «صبح عدالت» آماده میماند. بهقول معترضان لهستانی در دهه ۸۰: «ما منتظر نیستیم تا صبح شود، ما صبح را با انتظار میسازیم.» اگر عدالت دیر کرد، تکلیف این ترشح دوپامین چه میشود؟
راهکار:
این بیت انتظار را نه انفعال، که یک میدان نبرد ذهنی معرفی میکند. «اذان عدالت» یعنی زمان رهایی تقدیس میشود، اما خودِ همین انتظار آگاهانه، بخشی از مبارزه است. منتظر ماندن با بصیرت، خود پاسخی کوبنده به حرامیان است.