شعر دیوانگی و عشق؛ دردی که در دل دیوانه است:
در عصبشناسی، عشق و دردِ عاطفی همان مدارهای پاداش و سوگ را فعال میکنند؛ تصویربرداریها نشان میدهد جدایی عاشقانه مناطقی مثل قشر کمربندی قدامی را روشن میکند که با درد فیزیکی هم مرتبط است. پس «دیوانهٔ درد» استعاره نیست؛ مغز، رنج عاطفی را مانند زخم پردازش میکند. آیا خرد میتواند جای این درد را بگیرد یا فقط آن را ساکتتر میکند؟
راهکار:
این بیت را میتوان اینطور بازخوانی کرد: دیوانگی نه فقدان عقل، بلکه ظرفیت تحمل دردی است که دلهای عادی از آن فرار میکنند. اگر «دانا» دلی ندارد، شاید چون هنوز دیوانگیِ دوستداشتن را تجربه نکرده است.