پاسخ حافظ به غم هوشیاران؛ دیوانگی هم دنیایی دارد:
بر اساس پدیدهٔ «واقعگرایی افسردهوار» (Depressive Realism)، افرادی که اندکی افسرده هستند، برآورد دقیقتری از میزان کنترل خود بر رویدادها دارند. یعنی آگاهی بیشتر واقعاً میتواند غمآور باشد. حتی سقراط گفت: «دانش، رنج است». اما حافظ با پیشنهاد دیوانگی، در واقع دعوت به شکستن چرخهٔ فرسایشی تحلیل بیش از حد میکند؛ چیزی که امروز روانشناسان «رهاسازی شناختی» مینامند. آیا دیوانگی میتواند یک انتخاب آگاهانه برای گریز از پارادوکس آگاهی باشد؟
راهکار:
این بیت را میتوان از دریچه «ضدنهاد» (Antithesis) در فلسفه هگل خواند: شاید دعوت حافظ نه به جنون واقعی، که به رهایی از تظاهر به خردمندی و پذیرش سویهٔ رهاتر وجود باشد؛ درست مانند ایدهٔ «بیخودی» در عرفان که از قید خودآگاهی افراطی میرهاند.