خونهایی که برای آزادی ریخته نشد: پارادوکس تاریخی:
از منظر روانشناسی، پدیدهای به نام «سوگیری حذف» وجود دارد: حسرت کارهای انجامنشده (خونی که ریخته نشد) معمولاً عمیقتر از پشیمانی کارهای انجامشده است. در تاریخ، انقلابهای ناتمام اغلب خونهای بیشتری در نسلهای بعد میطلبند—ایران ۱۹۵۳ نمونهای است. این یک پارادوکس است: خونهایی که ریخته نشدند، تبدیل به بدهی تاریخی میشوند. سوال تاو: آیا آزادیهای امروز بدهکار همین خونهای ریختهنشدهاند؟
راهکار:
این جمله را میتوان از دریچه «اقتصاد ایثار» دید: گاهی خونهای ریختهنشده، سرمایهای برای ایستادگی نسل بعد هستند. مانند بذرهایی که برای جوانه زدن در زمستان، بودنشان را به تأخیر میاندازند.