بی اسلحه در جنگ عشق؛ شعری از دلتنگی و اشک:
اشکهای احساسی حاوی هورمونهای استرس مانند کورتیزولاند؛ گریه در واقع بدن را سمزدایی میکند. شاعر ناخودآگاه از این مکانیسم استفاده میکند: قطره اشکی که میریزد تا معشوق بماند، همزمان درد درون را میشوید. جالبتر این که گریه در حضور دیگران، ترشح اکسیتوسین را در بیننده تحریک و پیوند اجتماعی ایجاد میکند. آیا گریه سلاح مخفی تکامل برای بقای رابطه است؟
راهکار:
وقتی بیاسلحه وارد جنگ عشق میشوی، در واقع آسیبپذیرترین و در عین حال شجاعترین نسخهات را به میدان آوردهای. اشک در این نبرد نه نشانهی شکست، که حلالِ فاصلهها و پل شفافیت است. شاید بیت بعدی را بشود به پاداش این بیسلاحی اختصاص داد: آیا ماندن معشوق ارزشش را داشت؟