جمالت در خیالِ من،چو مهتابی است تابان
نمیگنجد در این واژه،تو از هر وصفی پنهان
به مهربانی ندیدم من کسی در کلِ این عالم
تو بودی آنکه از گلها،شدی در قلبِ من جانتر
گذشتی از کنارِ من، دلم از فکر تو بگریخت
ولی افسوس،شد این دل به یادِ تو شتابانتر!
چه داری در نگاهِ خود که من بیتو نمیبینم؟
که بی یادِ تو میگردم،از این بیتابیام ویران
امیدِ من،که روزی این خیالِ دور،جان گیرد
کنارم باشی و ای کاش، شود این فصل ما اسان️
نمیگنجد در این واژه،تو از هر وصفی پنهان
به مهربانی ندیدم من کسی در کلِ این عالم
تو بودی آنکه از گلها،شدی در قلبِ من جانتر
گذشتی از کنارِ من، دلم از فکر تو بگریخت
ولی افسوس،شد این دل به یادِ تو شتابانتر!
چه داری در نگاهِ خود که من بیتو نمیبینم؟
که بی یادِ تو میگردم،از این بیتابیام ویران
امیدِ من،که روزی این خیالِ دور،جان گیرد
کنارم باشی و ای کاش، شود این فصل ما اسان️
-
عاشقانه شعر احساسات عاشقانه در شعر جمالت در خیال من شعر عاشقانه مهتابی شعر دوری و امید در علوم اعصاب، انتظار دیدار معشوق همان مسیرهای پاد...