از شعار زیرساخت تا هزینه جنازه: تناقضی تلخ:
در روانشناسی سیاسی به این میگن «ناهماهنگی شناختی»: وقتی شعارهای گذشته با واقعیت فعلی در تضاد باشه، مغز برای حفظ آرامش، یا واقعیت رو تحریف میکنه یا شعارها رو فراموش. جالب اینجاست که همین پدیده در طول تاریخ باعث تغییر مسیر انقلابها و فروپاشی امپراتوریها شده. آیا این فقط یه تاکتیک بقاست یا نشونهای از تغییر بنیادین اولویتها؟
راهکار:
این تناقض یادآور یه اصل روانشناختی ساده است: وقتی آدمها درگیر بحران مالی میشن، اولویتهاشون از شعارهای بزرگ به نیازهای فوری تغییر میکنه. شاید بهتر باشه به جای نقد، به ریشه این تغییر نگاه کنیم: چطور بحرانها روایتهای سیاسی رو وارونه میکنن؟