دختری در اتاقش مشغول انجام تکالیف بود که ناگهان صدای مادرش را شنید که او را برای شام صدا زد. از جا پرید و به سمت پلهها دوید. اما قبل از اینکه قدم بردارد، دستانی او را گرفتند و به داخل اتاق لباسشویی کنار پلهها کشیدند.
او وحشتزده شد تا اینکه متوجه شد مادر واقعیاش با چشمانی پر از اشک او را گرفته و آرام گفت: «عزیزم، پایین نرو. من هم صدایش را شنیدم.»️
او وحشتزده شد تا اینکه متوجه شد مادر واقعیاش با چشمانی پر از اشک او را گرفته و آرام گفت: «عزیزم، پایین نرو. من هم صدایش را شنیدم.»️
-
فانتزی و تخیلی روانشناسی داستان ترسناک کوتاه وحشت روانی در خانه صدای مادر جعلی تقلید صدا و ترس پدیدهای به نام «صدای فانتوم» در روانشناسی وجود دا...