درونم تاریک بود و نور بین این تاریکی سایه انداخته بـود؛هم زمان تاریکی و روشنایی کنار هم بودن و ثـمره پیوند آنها سایه هابودند. سایه هایی با هویت متفاوت که حرف هایی برای زدن داشتند؛ من در تنهاترین حالت ممکن اما با شلوغ ترین ذهن،در اجتماع درونم زندگی میکنم.اجتماعی که در حال نظم دادن شخصیت واحد من است. گـاهی چیزی را می آموزم و گـاهی چیزی را به درونم آموزش میدهم.
«شاید این همان انسجام درونی باشد» ️ ️ ️
«شاید این همان انسجام درونی باشد» ️ ️ ️
2.1
فلسفی روانشناسی انسجام درونی گفتگوی درونی سایه در روانشناسی تنهایی و ذهن شلوغ سایه در روانشناسی یونگ فقط تاریکی نیست؛ آن بخشها...