شعر رژ به لب مالیدن او؛ شکر به خرما زدن:
در اقتصاد رفتاری به این وضعیت «هزینه فرصت منفی» میگویند. پژوهشهای عصبشناختی نشان میدهند وقتی یک محرک خوشایند به محرکی از پیش اشباعشده اضافه شود، ترشح دوپامین به دلیل مهار جانبی گیرندهها نه فقط افزایش نمییابد، بلکه کاهش پیدا میکند؛ یعنی لذت نهایی کمتر از حالت اولیه است. پس اینجا بیهودگی یک خطای شناختی نیست، یک واقعیت عصبی است. شاید دیوانهای که شکر به خرما میزند، عاقلانهترین واکنش را به کمال نشان میدهد.
راهکار:
این بیت را میتوان با اصل مینیمالیسم در طراحی گره زد: افزودن عنصر به ترکیبِ از پیش کامل، نه فقط بیهوده، بلکه مخرب تعادل بصری است. برای گسترش ایده، میتوانی همین پارادوکس را با مفهوم «هزینه فرصت منفی» ترکیب کنی؛ جایی که تلاش اضافی به جای خلق ارزش، از لذت اولیه کم میکند.