غنچهای لببستهام، برچیده دامان در بغل
دور از آسیبِ خزان دارم گلستان در بغل
از دورنگیهای مردم خستهام، حق با تو بود
باده پنهان در قبا دارند و قرآن در بغل
هیچکس باور ندارد عشق را؛ تکلیف چیست؟
باید از این کفر بگریزیم، ایماندربغل
جز تو معنای سکوتم را نمیفهمد کسی
در گلویم بغض بیتابیست «توفاندربغل»
میروی؟ باشد، ولی رسم است هنگام وداع
یکدگر را گرم میگیرند یاران در بغل...
حسین دهلوی|🫂 ›️
غنچهای لببستهام، برچیده دامان در بغل
دور از آسیبِ خزان دارم گلستان در بغل
از دورنگیهای مردم خستهام، حق با تو بود
باده پنهان در قبا دارند و قرآن در بغل
هیچکس باور ندارد عشق را؛ تکلیف چیست؟
باید از این کفر بگریزیم، ایماندربغل
جز تو معنای سکوتم را نمیفهمد کسی
در گلویم بغض بیتابیست «توفاندربغل»
میروی؟ باشد، ولی رسم است هنگام وداع
یکدگر را گرم میگیرند یاران در بغل...
حسین دهلوی|🫂 ›️
3.6
عاشقانه فلسفی باور نکردن عشق سکوت و بغض دورنگی مردم رسم وداع تحقیقات روانشناسی نشان میدهد مغز انسان هنگام مشا...