روح زندگان مرده است؟ بررسی یک پارادوکس فلسفی:
آیا میدانستید در روانشناسی به حالتی میگویند «مرگ عاطفی» یا alexithymia که فرد نمیتواند احساسات خود را تشخیص دهد؟ این دقیقاً همان روح مرده در بدن زنده است. جالب اینکه در نوروساینس، وقتی قشر پیشپیشانی (PFC) در اثر استرس مزمن کوچک میشود، توانایی همدلی و شور زندگی تحلیل میرود. شاید «سندرم فرسودگی شغلی» یا burn-out، معادل مدرن همین روایت باشد. آیا شما هم لحظهای حس کردهاید بدنتان زنده است اما روحت خاموش شده؟
راهکار:
این پارادوکس رو میشه به «بیحسی عاطفی» (anhedonia) تعبیر کرد: وقتی آدم زنده است اما لذت و معنا را حس نمیکند، انگار روحش مرده. شاید خواننده با خواندن کتاب «انسان در جستجوی معنا» از ویکتور فرانکل، دید تازهای به این حس پیدا کند.