دلتنگی و روضه نگفته در بازار زندگی:
در روانشناسی، غمهای ابرازنشده مانند زخمهایی هستند که هرگز التیام نمییابند. جالب است که در فرهنگ ما، 'روضه' راهی برای تخلیه این غمهاست. اما وقتی کسی در 'بازار' مشغول است، یعنی دارد از مواجهه با این زخم فرار میکند. آیا این فرار واقعاً کمکی میکند؟
راهکار:
این متن انگار از دل یک دلتنگی عمیق میآید: کسی با گریه و زاری آمده، اما طرف مقابل در شلوغی بازار (زندگی روزمره) غرق است. شاید بازار نماد همان کارهای روزانه باشد که مانع شنیدن غمهای واقعی میشود. یک نگاه تازه: گاهی لازم است بازار را تعطیل کرد و برای یک روضهٔ صمیمی وقت گذاشت.