تجربه تنهایی در بحران و فقدان حمایت اجتماعی:
در روانشناسی اجتماعی، این وضعیت با «نظریه مبادله اجتماعی» توضیح داده میشود: روابط بر اساس هزینهها و پاداشها ارزیابی میشوند. وقتی شما «حال بد همه» هستید، هزینه عاطفی شما بالا میرود، اما ممکن است دیگران این را به عنوان یک هنجار بپذیرند و نه لطفی که نیاز به جبران دارد. وقتی خودتان نیازمند میشوید، تعادل هزینه-پاداش از دید آنها به هم میخورد و عقب میکشند. آیا این نگاه سرد و حسابگرانه به روابط، ذات انسان است یا محصول جامعهای خاص؟
راهکار:
این حس، که در روانشناسی «سندرم وانمودگر» نامیده میشود، زمانی پیش میآید که فرد انرژی عاطفی خود را یکطرفه صرف دیگران میکند و در زمان نیاز، شبکه حمایتی واقعیای ندارد. شاید وقت آن است که انرژی خود را بر کیفیت روابط، نه کمیت آنها، متمرکز کنید.