غم بیانتها: چرا هرچی میخوریم تموم نمیشه؟:
در روانشناسی، «انعطافناپذیری عاطفی» میگوید گیر کردن در یک حس مثل غم، گاهی نشانهی نیاز به تغییر الگوی فکری است. جالب اینجاست که مغز ما برای بقا، خاطرات منفی را قویتر ثبت میکند (اثر پریشانی). این غم «تمام نشدنی» شاید یک سوختش برای رشد نباشد؟ کاربران تاو، آیا تا به حال شده غم را به عنوان موتور خلاقیت تجربه کنید؟
راهکار:
این احساس غم بیانتها یادآور نظریه «انطباق لذت» است: مغز انسان به سرعت به شرایط مثبت عادت میکند، اما برای رنج محدودیت ندارد. شاید اگر غم را نشانهای برای تغییر بدانیم نه دشمن، بتوانیم از «تمام نشدن» آن معنی جدیدی بسازیم.