دنیا تار شده. نه از شب، که از چشمها. طعمِ گسِ فراموشی رویِ زبون، مزهیِ تلخِ حقیقت رو میبره. هر جرعه، یه قدم دورتر از اونچیزی که بودی؛ یه رقصِ ناموزون تویِ سیاهی، تا وقتی که دیگه چیزی جز سایه باقی نمونه.️
1.4
غمگین فلسفی احساس فراموشی از دست دادن هویت تاریکی درونی رقص در سیاهی آیا میدانستید مغز انسان بهطور فعال خاطرات را باز...