عاشق نبودم؛ عاشقم کرد و عاشق رهایم کرد:
در نوروساینس، طرد عاشقانه دقیقاً همان مدارهایی از مغز را فعال میکند که هنگام درد فیزیکی روشن میشوند؛ به همین دلیل ضربان تند و درد قفسه سینه فقط استعاره نیست. علاوه بر آن، مغز فرد رهاشده مثل معتادی میشود که دوز دوپامینش قطع شده؛ علائم ترک، کاهش تمرکز و حتی ولع بازگشت را تجربه میکند. به همین دلیل است که بعد از جدایی، آدمها اغلب تصمیمهایی میگیرند که بعداً غیرمنطقی به نظر میرسد.
راهکار:
اینجا عشق مثل یک معاملهی یکطرفه است: تو سرمایهی عاطفی گذاشتی، او سود را برداشت و تو با سهام بیارزشِ «خاطره» ماندی. جالب اینجاست که در اقتصاد عشق، برنده کسی است که زودتر میرود؛ چون رفتن در اوج، تصویر ایدهآل را حفظ میکند و طرف مقابل را در قلهی وابستگی تنها میگذارد. پس این متن روایتِ باختن نیست؛ روایتِ سربههوا شدنِ طرفی است که با بیرحمی رفته.