هیچکس بینقص نیست؛ چرا عیبها ما را کاملتر میکنند:
در ژنتیک، «خطای کپی» در DNA دقیقاً همان موتاسیونی است که تنوع زیستی و تکامل را ممکن کرده؛ بدون این نقصها، حیات هنوز تکسلولی میماند. در فیزیک ذرات، اگر تقارن اولیه جهان کامل بود، ماده و ضدّماده یکدیگر را نابود میکردند و هیچ کهکشانی شکل نمیگرفت. حتی سیستم ایمنی ما برای شناسایی تهدیدهای تازه به «بازترکیبی خطاپذیر» ژنها وابسته است. پس عیب، حذفشدنی نیست؛ زیربنای هستی است. آیا میتوانید یک «نقص» در زندگیتان نام ببرید که بعداً به نقطه قوت تبدیل شده؟
راهکار:
این جمله را از زاویهای دیگر ببین: اگر کسی بینقص بود، هیچ دلیلی برای بخشیدن، رشد کردن و نزدیکشدن باقی نمیماند. عیبهای آدمها دقیقاً همان جایی است که رابطه واقعی شکل میگیرد؛ پس بینقصی نه آرمان، که تعطیلیِ زندگی است.