هرگاه زندگی با او شوخیهای وحشیانه کرده بود، گان به این فکر میکرد که زندگی مثل این است که مادرت لحظهای دستت را به گرمی و در امنیت گرفته و ناگهان بیهیچ توضیحی آن را رها کرده است. مهم نبود او چقدر سخت تلاش کرده بود آن را محکم نگاه دارد، همیشه در پایان طرد و رها شده بود.
بادام - ون پیونگ سون️
بادام - ون پیونگ سون️
1.0
غمگین تنهایی احساس رها شدن رها کردن دست شوخیهای زندگی طرد شدن در رابطه در روانشناسی «رها شدن ناگهانی» دقیقاً منطبق بر نظر...