رها کردن رفتنیها و قدر ماندنیها:
در روانشناسی اجتماعی به این پدیده «ناهماهنگی شناختی» میگویند: وقتی کسی تصمیم به ماندن میگیرد، ناخودآگاه بهانههایی میسازد تا این تصمیم را توجیه کند. جالب اینجاست که رفتنیها نیازی به بهانه ندارند—همین سکوتشان کافی است. سوال: آیا تا حالا شده برای ماندن خودتان بهانهای بیابید که بعداً فهمیدید واقعاً نمیخواستید بمانید؟
راهکار:
این جمله رو از زاویهای دیگه هم میشه نگاه کرد: اگر کسی واقعاً میماند، حتماً دلیلی عمیقتر از یک بهانه ساده دارد. پس به جای تمرکز روی رفتنیها، انرژیتان را روی همان دلیلی بگذارید که ماندنیها را نگه داشته.