با کلی خاطره رفتی؛ میخوای با چیا برگردی؟:
حافظه مثل آرشیو نیست؛ هر بار خاطرهای را مرور میکنی، مغز آن را از نو بازسازی میکند و با حالت امروزت مخلوط میشود. برای همین آدمها بعد از فاصله، نه با نسخهٔ واقعی گذشته، بلکه با روایتی ویرایششده از آن برمیگردند. اگر خاطرهها هر بار بازنویسی میشوند، اصلاً با چه نسخهای برمیگردی؟
راهکار:
این جمله را میشود برعکس هم خواند: رفتن با کلی خاطره یعنی بدهکارِ لحظههایی است که هنوز ساخته نشده؛ شاید جوابِ «با همان خاطرهها» نه تهدید، که اعتراف به جا ماندن است.